مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: لعیا فرزدی, فاطمه قطره سامانی , عالیه قاسم زاده
کلیدواژه ها : نازائي توجيه نشده - سونوگرافي كالرداپلر - شرائين رحمي
: 18187
: 7
: 0
ایندکس شده در :
سابقه و هدف: نازائي معمولا به عدم وقوع بارداري بعد از يكسال مقاربت بدون پيشگيري اطلاق مي گردد. از روشهاي تشخيص نازائي سونوگرافي كالر داپلر ترانس واژينال مي باشد. زماني كه تمام ارزيابي هاي استاندارد نازايي در محدوده نرمال باشد، نازائي توجيه نشده تشخيص داده مي شود. شاخص هاي هموديناميك شرائين رحمي قبل و بعد از بارداري تغيير مي كند كه مي تواند در ارزيابي بارداري مفيد باشد. هدف از اين مطالعه بررسي تغييرات شاخص هاي هموديناميك شرائين رحمي با استفاده از سونوگرافي كالرداپلر ترانس واژينال در افراد با نازائي توجيه نشده مي باشد. مواد و روشها: اين مطالعه پروسپكتيوكوهورت بر روي 50 نفر از خانم هاي با نازائي توجيه نشده كه به بيمارستان الزهرا (س) شهرستان تبريز در شهريور ماه سال 1384 مراجعه كردند، انجام شد. از بيماران در روز دوم پريود و بعد از القاي تخمك گذاري، سونوگرافي كالر داپلر ترانس واژينال بعمل آمد. سپس با مشاهده فوليكول غالب (قطر بيش از 18-17 ميلي متر)، گنادوتروپين جفتي انساني (10000-5000 واحد) عضلاني تزريق گرديد و 24 تا 48 ساعت بعد تلقيح داخل رحمي (IUI) انجام شد. سپس شاخص هاي هموديناميك شامل شدت جريان و مقاومت شرائين رحمي، همچنين ضخامت و اكوژنيسيته آندومتر توسط سونوگرافي اندازه گيري و در دو گروه حامله و غيرحامله مقايسه صورت گرفت. يافته ها: ميانگين شاخص هاي شدت جريان و مقاومت شرائين رحمي چپ و راست در روز دوم پريود و روز تزريق گنادوتروپين جفتي انساني در گروه حامله و غيرحامله تفاوت معني داري نداشت. تفاوت ميانگين جريان خون شرائين رحمي با افزايش ضخامت آندومتر در گروه غير حامله افزايش يافته و در افراد حامله با افزايش ضخامت آندومتر كاهش يافته بود. نتيجه گيري: مطالعه حاضر نشان داد كه تغييرات شاخصهاي هموديناميك شرائين رحمي نميتواند روش مطمئن جهت ارزيابي بارداري در افراد با نازائي توجيه نشده باشد.
نویسندگان: معرفت غفاری نوین, علی سلماسی, لعیا فرزدی, عالیه قاسم زاده, ش لو, لیزا لوت متلر
کلیدواژه ها : استروئیدوژنز - اینترلوکین - 6 - سیتوکاین - سلولهای گرانولوزا
: 24652
: 5
: 0
ایندکس شده در :
مطالعات اخير نشان ميدهد كه علاوه بر گنادوتروپينها، فاكتورهاي ايمونولوژيك مانند سيتوكاينها، نقش مهمي در تنظيم ترشح هورمونهاي استروئيدي بر عهده دارند. هدف از مطالعه اخير بررسي اثر اينترلوكين -6 (IL-6) بر ترشح پايه و تحريكي استراديول و پروژسترون توسط سلولهاي گرانولوزاي (GC) انسان در حضور آندرستنديون ميباشد. سلولهاي GC مورد مطالعه به دنبال تحريك تخمكگذاري با پروتكل استاندارد hMG در زمان آسپيراسيون فوليكولي از بيماران تحت درمان IVF-ET بدست آمد. سلولها (1042 سلول زنده در هر چاهك پليت كشت 24 حفرهاي) در ميحط كشت HAM s F10 فاقد هر گرنه ماده افزودني (كنترل) و يا محيط حاوي غلظتهاي فزاينده (pg/ml ،16،32،64،128، 8) recombinant human (rh) IL-6 (در حضور يا عدم حضور FSH (IU/ml96) كشت داده شدند. محيط كشت با فواصل 24، 48، 72 و 96 ساعت بعد از كشت جمعآوري شده و سطح استراديول و پروژسترون بوسيله روش ايمنواسي آنزيمي (EIA) به صورت اتوماتيك اندازهگيري شد. نتايج اين مطالعه نشان داد كه GC لوتئينيزه شده در حضور آندروستنديون و بدون حضور FSH در محيط كشت قادر به توليد هر دو هورمون استراديول و پروژسترون ميباشد. اين توليد بطور معنيداري در حظور FSH افزايش ميبايد. ترشح پايه و تحريكي استراديول در حضور FSH با افزايش مقدار IL-6 (وابسته به دوز) بطور معنيداري (05/0p<) مهار شد. اگرچه اين اثرات مهاري بر روي ترشح پايهاي پروژسترون تأثير معنيداري نداشت، ولي با مكانيسم وابسته به دوز، بطور معنيداري (05/0p<) سبب مهار ترشح تحريكي پروژسترون توسط FSH در GC گرديد. نتايج اين مطالعه اشاره بر آن دارد كه IL-6 ميتواند نقش مهمي در استروئيدوژنز بازي نموده و هر گونه اختلال غلظتي IL-6 در تخمدان ممكن است سبب اختلال در ترشح استراديول و پروژسترون گردد.
نویسندگان: لعیا فرزدی
کلیدواژه ها : عوامل تنشزا - ناباروری - زنان نابارور - باروری - شیوه های مقابله ای
: 17686
: 8
: 0
ایندکس شده در :
مشكل ناباروري در دنياي امروز بصورت يك نگراني اجتماعي درآمده و بسياري از زوجين در طول سالهاي باروري خود به نوعي مشكل ناباروري را تجربه ميكنند. اين مسئله ضربة رواني شديدي را به زوجين وارد ساخته و روابط زناشويي، بين فردي و اجتماعي را تحت تأثير قرار ميدهد. بدين منظور اين پژوهش كه يك مطالعه توصيفي است براي بررسي عوامل تنشزا و راهبردهاي مقابلهاي براي زنان نابارور مراجعه كننده به مركز آموزشي درماني الزهراي تبريز در سال 1376 انجام گرفت. هدف از اين مطالعه بررسي عوامل تنشزاي جسمي، رواني و اجتماعي و راهبردهاي مقابلهاي متمركز بر عاطفه در زنان نابارور ميباشد. در اين پژوهش تعداد 150 زن نابارور با روش نمونهگيري آسان انتخاب و مورد بررسي قرار گرفتند. اطلاعات بوسيله مصاحبه منظم و با كاربرد پرسشنامهاي سه قسمتي جمعآوري شد. بخش اول در مورد مشخصات فردي اجتماعي، روشهاي تشخيصي و درماني انجام گرفته و علت ناباروري، بخش دوم مربوط به تعيين عوامل تنشزاي جسمي و رواني اجتماعي و بخش سوم مربوط به تعيين راهبردهاي مقابلهاي زنان نابارور بود. براي ارزيابي يافتههاي تحقيق از نوع روش آماري آزمون مجذور كاي استفاده گرديد. نتايج اين مطالعه نشان داد كه خستگي ناشي از رفت و آمد مكرر به درمانگاه با تنش زياد (3/67%) بيشترين عامل تنشزاي جسمي بوده است. نگراني در مورد نتيجه بخش بودن درمان با تنش زياد و خيلي زياد (3/87%) بيشترين عامل تنشزاي رواني اجتماعي شناخته شد. از بين راهبردهاي مقابلهاي 3/79% افراد شركت كننده در پژوهش دعا كردن را هميشه بكار بردهاند. دعا كردن با 3/79% پاسخ هميشه بيشترين راهبرد مقابلهاي متمركز بر عاطفه بوده و قبول موقعيت با 74% پاسخ هميشه بيشترين راهبرد مقابلهاي متمركز بر مسئله مورد استفاده بوده است.
نویسندگان: معرفت غفاری نوین, جعفر سلیمانی راد, لعیا فرزدی
کلیدواژه ها : آکروزوم - انجماد در فاز بخار - اسپرم - باروری - ناباروری - روشهای کمک باروری
: 16959
: 17
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: آكروزوم ساختماني كلاهك مانند است و حاوي آنزيمهاي هيدروليتيك متعدد لازم براي واكنش آكروزومي ميباشد. بهطور كلي اهميت واكنش آكروزومي اسپرم در اين است كه روي سطح زوناپلوسيدا رخ دهد؛ درغيراينصورت اسپرم نميتواند از اين لايه عبور كند. از سوي ديگر روند انجماد- ذوب ميتواند باعث پارگي غشاء آكروزوم و در نتيجه كاهش قدرت باروري آن گردد. با توجه به اطلاعات بسيار كم موجود در رابطه با اثر انجماد در فاز بخار بر آكروزوم و اهميت آن براي زوجهاي نابارور، هدف اين مطالعه، بررسي ميزان آسيب آكروزومي در خلال انجماد در فاز بخار در مردان بارور و نابارور ميباشد.مواد و روشها: در اين مطالعه نمونههاي مايع مني از 20 مرد نابارور اليگواسپرم و 10 مرد بارور بعد از 48 ساعت خودداري از مقاربت، جمعآوري شد. بعد از آناليز نمونهها براساس معيارهاي سازمان بهداشت جهاني (WHO)، توسط دستگاه آناليزر مايع مني از نظر حجم، تعداد، حركت و مورفولوژي، نمونهها به دو بخش با حجم l100 تقسيم شدند. بخش اول نمونهها در هر دو گروه براي نشان دادن آكروزوم، با روش رنگآميزي سه گانه رنگ شدند و بخش دوم نمونهها بعد از دو هفته انجماد و ذوب از نظر آكروزوم مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج حاصل از شمارش اسپرمها قبل و بعد از انجماد در فاز بخاربعد از رنگآميزي سه گانه در هر دو گروه توسط Paired t-test آناليز شد. نتايج: در شرايط قبل از انجماد، درصد ميانگين اسپرمهاي زنده با آكروزوم دست نخورده در افراد نابارور اليگواسپرم 64/3±26 و در افراد بارور 07/4±37/33 بود كه پس از انجماد در فاز بخاردر افراد نابارور به 82/1±6/11 و در افراد بارور به 97/2±87/9 كاهش يافت. نتيجهگيري: براساس نتايج اين مطالعه انجماد در فاز بخار به ساختمان آكروزوم صدمه زده و باعث پارگي آكروزوم و خروج محتويات آنزيمي آكروزوم در غياب اووسيت ميگردد و به اين طريق باعث كاهش باروري اسپرم در افراد نابارور و بارور خواهد شد.